جشن اسفندگان بر همه دوشیزگان،بانوان و مادران و همچنين كساني كه به فرهنگ بي مانند ايران زمين متوسل مي باشند فرخنده باد. در آينده نزديك با جستاري در همين زمينه در خدمتتان هستم.
در همين رابطه:
جشن سده جشن پیدایش آتش است. سد روز از پایان تابستان گذشته و یا سد شب و روز به نوروز مانده است و کهن بودن آن به پایه جشن های نوروز و مهرگان می رسد. از نظر نجومی(طبیعی) نیاکان ما در روزگاران بسیار کهنُ سال را به دو پاره (فصل) بخش می کردند. تابستان که هفت ماه به درازا می کشید، در نخستين روز فروردين ماه آغاز و آخرين روز مهر ماه پايان مي يافت. زمستان از آغاز آبان ماه شروع مي شد و تا پايان اسفند به طول مي انجاميد. جشن سده، سدمين روز از آغاز زمستان و يا سد روز و شب )پنجاه روز و پنجاه شب) به اول زمستان بود. از نظر تاريخي نسبت اين جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي مي رفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ با هوش و هنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقه اي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست. به گفته فردوسي:
بر آمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش آن گاه قبله نهاد
يكي جشن كرد آنشب و باده خورد سده نام آن جشن فرخنده كرد
از نظر ديني: اين جشن به ياد آورنده اهميت نور، آتش و انرژي است. نوري كه از خداوند جداست و از خداوند جدا هم نيست. قبله اي كه در همه جا هست، هرجا كه نور است خدا آنجاست. فروغ خورشيد، ماه، آنش، چراغ و نيز روشنايي دروني دل و جان، همه نشان هايي از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت در اوستا به نام روشنايي بي پايان خوانده شده است.
آيين جشن شده:
حكيم عمر خيام در كتاب نوروزنامه مي نويسد:
"هر سال تا به امروز جشن سده را پادشاهان نيك عهد در ايران و توران به جاي مي آوردند، بعد از آن به امروز، زمان اين جشن ها به دست فراموشي سپرده شئ و فقط زرتشتيان كه نگهبان سنن باستاني بوده و هستند اين جشن باستاني را برپا مي داشتند."
هرچند كه نوشته شده است كه مرد آويج زياري به سال ۳۲۳ هجري (سده دهم ميلادي) اين جشن را در اصفهان با شكوه برگزار كرد. همچنين در زمان غزنويان اين جشن دوباره رونق گرفت و عنصري شاعر نامدار ايران در يكي از جشن هاي سده در برابر سلطان محمود قصيده اي درباره سده خواند كه آغاز آن اين است:
سده جشن ملوك نامدار است زافريدون و از جم يادگار است
در ايران باستان، و در ميان زرتشتيان ايران، اين جشن نزديك غروب آفتاب، با آتش افروزي آغاز مي شد و امروز هم با همان سنت كوه هايي از بوته و خار و هيزم در بيرون شهر فراهم شده، در حالي كه موبدان لاله به دست اوستا زمزمه مي كنند، بوته ها را روشن كرده و مردمي كه در آنجا جمع شده اند نماز نيايش آتش خوانده، سپس دست يكديگر را گرفته به دور آتش مي چرخند، شادي و پايكوبي مي كنند. اين مراسم به وسيله انجمن زرتشتيان كرمان سده هاست كه بيرون از شهر انجام شده و همه مردم زن و مرد، زرتشتي و مسلمان و كليمي در آنجا گرد آمده و در شادي شركت مي كنند. در تهران اين جشن بيست و پنج سال است كه با شكوه به وسيله سازمان فروهر و در ياغ ورجاوند برگزار مي شود. در شيراز پنج سال اين جشن به همت همسرم پريچهر و با ياري زرتشتيان،آرتشيان و مردم شيرازف برابر كعبه زرتشت، نزديك تخت جمشيد برگزار شد.
*برگرفته از كتاب ديد نو از دين كهن نوشته دكتر فرهنگ مهر

بهمن روز از بهمن ماه برابر با دوم بهمن در گاهشماری ایرانی
فرخش باد و خداوند فرخنده کناد عید فرخنده و بهمنجه و بهمن مه را
فرخی سیستانی
جشنی در ستایش و گرامیداشت بهمن در اوستایی «وُهومَنَه»(vohu-manah) و در پهلوی «وَهمَن» به مانک «اندیشهی نیک».
بخش نخست این واژه «وُهُو» از ونگهو (Vanghu) اوستایی که صفت است به مانک خوب و نیک، که در فارسی هخامنشی «وَهو»(Vahu) و در سانسکریت «وسو»(Vasu) خوانده میشود، در پهلوی «وه»(Veh) و در فارسی «به» شده است.
بخش دوم «منه»(Manah) برابر است با واژهی سانسکریت «منس»(Manas) که در پهلوی «منیشن»(Menishn) ودر فارسی «منش» شده است.
در این روز آشی به نام «آش بهمنگان» یا «آش دانگو» به صورت گروهی پخته میشده است که نام «دانگو» یا «دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
ابوریحان بیرونی در کتاب «التفهیم» دربارهی بهمنجه مینویسد :
«بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه، ایرانیان در این روز بهمن سفید (نام گیاهی است که در کرانهی خراسان و جاهای دیگر ایران میروید) با شیر خالص پاک میخورند و میگویند حافظه را زیاد میکند و فراموشی را از بین میبرد، ولی در خراسان هنگام این جشن مهمانی میکنند و بر دیگی که در آن از هر دانهی خوردنی و گوشت حیوان حلال گوشت و تره و سبزیها پدیدار است، خوراک میپزند و به مهمانان خود میدهند و برای هریک از دادههای خدا سپاس به جای میآورند.»
در «آثارالباقیه» نیز آورده است :
«بهمن ماه روز دوم آن روز بهمن، عید است که براى توافق دو نام آن را بهمنجه نامیدهاند، بهمن نام فرشتهی موکل بر بهایم است که بشر به آنها براى عمارت زمین و رفع حوایج نیازمند است و مردم فارس در دیگهایى از جمیع دانههاى ماکول با گوشت غذایى مىپزند و آن را با شیر خالص مىخورند و مىگویند که حافظه را این غذا زیاد مىکند و این روز را در چیدن گیاهان و کنار رودخانهها و جوىها و روغن گرفتن و تهیهی بخور و سوزاندنىها خاصیتى مخصوص است و بر این گمانند که جاماسب وزیر گشتاسب این کارها را در این روز انجام مىداد و سود این اشیا در این روز بیشتر از دیگر روزهاست.»
در ترجمهی «خرده اوستا» نیز بر موکل بودن بهمن بر پهارپایان اشارهای شده است بدینہگونه که : «در جشن بهمنگان، برای اینکه امشاسپند بهمن در جهان مادى نگهبان چارپایان سودمند است، از خوردن گوشت پرهیز مىکنند.»

شاعر نامدار ایرانی در قرن ۵ ام «على بن توسى» (اسدى توسى) در کتاب لغتنامهی خود (لغت فرس) زیر کلمهی بهمنجه مىنویسد:
«بهمنجه رسم عجم است، چون دو روز از ماه بهمن مى گذشت بهمنجه مى کردند و این عیدى بود که در آن روز خوراک مىپختند و بهمن سرخ و زرد بر سر کاسهها مىافشاندند.»
چنان که از نوشتار ابوریحان و اسدی توسی برمیآید گیاهی هم به نام امشاسپند بهمن خوانده میشود که در بهمن ماه یا زمستان باز میشود و در پزشکی این گیاه معروف است و در تحفهی حکیم مؤمن و بحرالجواهر، بیخی سفید یا سرخ رنگ مانند زردک و خوشبو با اندک صلابت و کجی و خارناک تعریف شده است.
همین گیاه است که در فرانسه (Behen) خوانده میشود و در گذشته ریشهی آن را به نام بهمن سرخ و بهمن سفید در داروخانههای اروپا به کار میبردند.

انوری گوید :
بعد ما کز سر عشرت همه روز افکندی سخن رفتن و نا رفتن ما در افواه
اندر آمد ز در حجرهی من صبحدمی روز بهمنجه یعنی دوم بهمن ماه
عثمان مختاری شاعر سدهی ششم نیز میگوید :
بهمنجه است خیز و می آرای چراغ ری تا برچینیم گوهر شادی ز گنج می
این یک دومه سپاه طرق را مدد کنیم تا بگذرد ز صحرا فوج سپاه دی
بن نوشتها :
فرهنگ ایران باستان - استاد ابراهیم پورداوود
تاریخ نوروز و گاهشماری ایران - استاد عبدالعظیم رضایی
مجموعه مقالات دکتر محمد معین به کوشش دکتر مهدخت معین
راهنمای زمان جشنها و گردهماییهای ایران باستان - رضا مرادی غیاث آبادی
جشن هاى باستانى ایران - على خوروش دیلمانى
ترجمهی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی - اکبر داناسرشت
* برگرفته از سایت آریابوم
این سومین جستاری بود که در طول این مدت که در خدمت شما بودم و حدود ۱۰۶ جستار مورد توجه شما قرار گرفت کپی کردم و در وبلاگ قرار دادم و آن هم به دلیل اینکه واقعا این روزها سرم شلوغ است و فرصت تحقیق و پژوهش هم ندارم تا خودم برایتان بنویسم. حتی فرصت ندارم تا به تارنماهای دوستانی که به من لطف کردند هم سری بزنم. با خودم قرار گذاشتم در زمانی مناسب کار این تارنما را نیز به پایان برسانم.
از لحاظ نجومي:شب يلدا يا "شب چله" شب اول زمستان و درازترين شب سال است.و فرداي آن با دميدن خورشيد،روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدي افزوني مي يابد.اين بود كه ايرانيان باستان شب آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد مي خواندند و براي آن جشن بزرگي برگزار مي كردند.مثلا از منابع رومي مي دانيم كه پيران و پاكان به تپه اي رفته، با لباس نو و مراسمي از آسمان مي خواستند كه آن "رهبر بزرگ" را براي رستگاري آدميان گسيل دارد و باور داشتند كه نشانه زايش آن ناجيف ستاره ايست كه بالاي كوهي ــ به نام كوه فيروزي ــ كه داراي درخت بسيار زيبايي بوده است،پديدار خواهد شد. و موبد بزرگ براي اين موضوع دعايي مي خوانده كه قسمتي از آن هنوز در كتاب بهمن يشت بر جاي مانده است و به اين گونه است:
آن شب كه سرورم زايد
نشانه اي از ملك آيد
ستاره از آسمان ببارد
هم آنگونه كه رهبرم در آيد
ستاره اش نشان نمايد
ظاهرا پس از مسيحي شدن روميان،سيصد سال بعد از تولد عيسي مسيح،كليسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عيسي پذيرفت، زيرا موقع تولد او دقيقا معلوم نبود. از اين روست كه تا امروز بابانوئل با لباس و كلاه موبدان ظاهر مي شود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگار مهري هاست.جال اين است كه يلدا كلمه ايست سرياني به معناي تولد و به گفته ابوريحان آن را شب زادن ترجمه كرده اند.آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل محصوص،هندوانه،انار و شيريني و ميوه هاي گوناگون است كه همه جنبه نمادي دارند و نشانه بركت،تندرستي،فراواني و شادكامي هستند.در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن،كتاب حافظ مرسوم است.حاضران با انتخاب و شكستن گردو از روي پوكي و يا پري آن، آينده گويي مي كنند.
*برگرفته از کتاب دید نو از دین کهن از دکتر فرهنگ مهر
نخست آرزوي شادكامي دارم براي پسر عمه عزيزم سامان كه امشب شب يلدا عروسيش است و من چون در آن مراسم حضور دارم براي همين اين جستار را در نخستين ساعات بامداد خدمت شما عرضه كردم.و در ضمن در روز ۵ دي روز درگذشت اشوزرتشت درد دلي نيز با شما خواهم كرد و حال روحي خوبي هم ندارم نمي دانستم از ۷ صبح تا ۲ شب كه دائم از دولت مهرورزي صحبت مي كنند در ساعت ۱۱ ظهر حق من را بخورند واقعا براي خودم متاسفم...پيروز باشيد.
به یکی از بزرگترین ایزدان مورد ستایش ایرانیان روزگار گذشته،یعنی ایزد آناهیتا ایزد سرپرست آبهای روان و ایستا و دریاها و رودها و چشمه سارها. در اوستا یشت پنجم موسوم به آبان یشت در توصیف و مقام و نیرو و ستایش این ایزد است. مطابق معمول،وقوع رویدادها و حوادثی جهت گرامی داشتن و زنده یادی آنها در تاریخ، در این روز قرار داده شده است. از جمله آنکه در دوران جنگ هایی میان ایرانیان و تورانیان،به فرمان افراسیاب کاریزها و نهرهای آب ویران و پر شده بود. زو پسر تهماسب دستور داد تا آن کاریزها را آباد و لای روبی کردند، و انهار و بزرگ آب روان ساختند و به همه جا ترتیبی داد تا جوی های آب برسد. در این روز بود که به همه کردم کشورها آگاهی رسید که پادشاهی از ضحاک بشد و فریدون به پادشاهی رسید و مردمان پس از دورانی دراز،ایمن و آسوده خاطر شده و به کارهای خود پرداختند. و انگیزه ای دیگر برای این جشن آنکه مدت هشت سال در ایران باران نبارید و بر اثر این مصیبت،خشک سالی و قحطی به وجود آمد. بسیاری از مردمان تلف شدند و بسیاری ترک شهر و دیار کرده و به جاها و سرزمین های دیگر رفتند. سرانجام پس از هشت سال، در چنین روزی، باران بارید و خشک سالی و بیماری و ناداری و رنج از میان رفت. به همین جهت مردمان این روز را گرامی داشته و هر ساله به جشن و سرور و شادمانی پرداختند.
«هرودوت» میآورد : «... ایرانیان در میان آب ادرار نمیکنند، آب دهان و بینی در آن نمیاندازند و در آن دست و روی نمیشوین ...»
«استرابون» جغرافیدان یونانی نیز میآورد «... ایرانیان در آب روان، خود را شستشو نمیدهند و در آن لاشه، مردار و آنچه که نا پاک است نمیاندازند ...»
در برگردان فارسی آثارالباقیه ابوریحان بیرونی میخوانیم :
«... آبان روز دهم آبان ماه است و آن را عید میدانند که به جهت همراه بودن دو نام، آبانگان میگویند. در این روز زو Zoo پسر طهماسپ از سلسلهی پیشدادیان به شاهی رسید، مردم را به کندن قناتها و نهرها و بازسازی آنها فرمان داد، در این روز به کشورهای هفتگانه خبر رسید که فریدون ، بیوراسب (ضحاک - آژی دهاک) را اسیر کرده، خود به پادشاهی رسیده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگی خود را دارا شوند...»
روایت است که چون خبر کشته شدن برادر خشایار شاه به نام آرسام در یونان را بدو دادند و به او اطلاق کردند که یونانیان جسد او را در آب انداختند بسیار خوشحال شد زیرا که آب را عنصری پاکی می دانست.
مهرگان و نوروز از روزگاران باستان از جمله دو جشن بزرگ مورد توجه بودند. در اغلب مراجع و مآخذی که درباره این دو جشن موجود است مراسم یکسانی در آداب و رسوم و سنن برگزاری آن معمول بود. در مثل بار عام شاهان تقسیم هر دوماه فروردین و مهر به شش پنجه یا پنج روزهُ معین بودن هر پنجه یا هر روزی جهت تنجام مراسمی ویژه دادخواهی مردمانُ اهدای هدایای فراوان به پیشگاه شهریارانُ بخشیدن البسته تابستانی یا زمستانی صندوق خانه شاه به مردم. رسیدن پیک خجسته به دربار شاهی و مراسم آفرین خوانی و رسوم تمثیلی. گستردن خوان نوروزی و مهرگانی. نوروز بزرگ و نوروز کوچک. مهرگان بزرگ و مهرگان عامهُ که بر حسب معمول در گهنبارهای شش گانه که هر گهنباری پنج روزه به طول می انجامید و پنجمین روز آن بزرگترین روز جشن محسوب می گشت. منسوب کردن بسیاری از رویدادهای بزرگ و مورد توجه دینی و ملی به این دو جشن. قدمت هر دو جشن که به شاهان باستانی و بزرگ منسوب شده است چنانکه نوروز به جمشید و مهرگان به فریدون نسبت داده می شود و بسا موارد مشترک دیگر که یا در ضمن پژوهش و نوشتار به آن اشاره می شود و یا خواننده خود بر اثر مطالعه هر دو نوشتار به آن آگاهی خواهد یافت.نوروز آغاز بهار و اعتدال ربیعی یا حلول خورشید در برج حمل است و مهرگان آغاز نیمه دوم سال و یا به اعتباری آغاز سال هخامنشی و فصل پاییز و حلول خورشید در برج میزان می باشد. شاید بتوان گفت که در دوران هخامنشی اعتبار این جشن بیشتر و توجه به آن افزون تر از نوروز بود. به وسیله روایات مورخان قدیم یونان و روم درباره این جشن آگاهی هایی فرا دست است که درباره نوروز نیست. به ویژه آنکه اهمیت و اعتبار مقام مهر در دوران هخامنشیان بسیار مورد توجه است.

پیش از آنکه شروع به اصل گفتار در آغاز به دو نکته اشاره می شود. نخست نام مهرگان است. مهر به گونه ای که خواهد آمدُ به شکل میترا ُ نام یکی از مورد توجه ترین و بزرگترین ایزدان هند و ایرانی است که در هزار و چهرصد سال پیش از میلاد یادش در سنگ نوشته ای آمده است. در اوستا سروده ای زیبا و بلند به وی منسوب است و در آثار کهک سانسکریت به ویژه وداها و کهن ترین جز آن ریگ ودا به اهمیت مقامش اشاره شده. بی گمان جشن ویژه این ایزد بزرگ زرتشتی و پروردگار جالب توجه هند و ایرانی و قوم آریایی در سال وجود داشته. اما روز جشن ویژه را باید منبعث و پیدا شده از تقویم و گاه شماری زرتشتی دانست از آن هنگامی که این تقویم در دوران هخامنشیان شناخته و رایج شده جانشین تقویم پیشین گشت. ماه در تقویم زرتشتی یا اوستایی سی روز تمام دارد چنانکه سال دارای دوازده ماه می باشد سی روز ماه هر یک نامی دارد دوازده ماه نیز نام هایی داشتند که در نام های سی گانه روز تکرار می شد. هرگاه نام روز و ماه موافق قرار می گرفت آن روز را جشن می گرفتند. نام شانزدهم از هر ماه نامزد بود به مهر ُ پس روز شانزدهم از مهرماه ُ جشن مهر برپا می شد و مهرگان بود. گان ــ از نظر دستوری از ادات است که به آخر اسامی جهت رسانیدن مفهوم جشن می افزودند چون مهرگان تیرگان فروردینگان بهمنگان و غیره.
دوم اینکه بنابر تحقیق وست خاورشناس نامی آلمانی و مترجم آثار پهلوی حدود ۵۰۵ پیش از میلاد در زمان شاهنشاهی داریوش بزرگ تقویم اوستایی مورد اقتباس و کاربرد هخامنشیان قرار گرفته و معمول شد. اما به قول گوت شمیت که او نیز از خاورشناسان آلمانی است به سال ۴۲۸ پیش از میلاد و در زمان داریوش دوم است که تقویم اوستایی مورد اقتباس هخامنشیان واقع شد. به هر حال از این نظرات دو نکته مورد توجه است نخست آنکه جشن مهرگان جشن نوپایی نیست که با تقویم اوستایی و برقراری و رواج آن در دوران هخامنشیان پدید آمده باشد و بسیار کهن است. دو دیگر آنکه با تقویم اوستایی و رواج آن ُ جشن مهرگان از دوران شاهنشاهی هخامنشیان تاکنون به یک شکل باقی مانده و دوام آورده است.اما در اینجا نکته ای قابل بیان و توضیح می باشد که زرتشتیان جشن مهرگان را مطابق تقویم شمسی و اوستایی برگزار می نمایند که حالیه دهم مهرماه مطابق با تقویم اصلاحی است. البته قابل اشاره است که سال شمسی ۳۶۵ روز و کسری در حدود ۶ ساعت می شود. هر سال اوستایی به دوازده ماه و هر ماه سی روز بخش می شود. پنج روز آخر را پس از سی ام اسفند خمسه مسترقه ُ اندرگاه ُ پنجه دزدیه می نامند که آن پنج روز نیز هر روزی نامی ویژه داشت. هر چهار سال این کسرها را یک روز حساب کرده و بعد از پنجه به نام اورداد یا روز اضافی می نامیدند اما هنگامی که بر آن شدند تا جهت اصلاح تقویم اوستایی تکلیف پنجه یا پنج روز اضافی را روشن کنند شش ماه آغاز سال سی و یک روز به شمار آورده و اسفند را بیست و نه روز و پنج ماه دوم از مهر تا اسفند را هر ماه سی روز و هر چهار سال یک بار اسفند را نیز سی روزه شمار کردند. به همین جهت از تقویم قدیم اوستایی جای مهرگان شش روز تغییر پیدا کرد. اما زرتشتیان هنوز با همان روش قدیم عمل می کنند. هر ماه آنان درست دارای سی روز است. پس مهرگان برابر تقویم آنان با تقویم فعلی شش روز تفاوت پیدا می کند و این شش روز تفاوت حاصل سی و یک روز به شمار آوردن شش ماه آغاز سال است. هنگامی که مطابق با تقویم جدید در کشور جشن مهرگان در روز شانزدهم مهر برگزار می شود برابر با باد روز یا روز بیست و دوم از ماه مهر. اما از آنجا که این جشن بزرگ و باشکوه که قرن ها و سده های فراوان در این مرز و بوم برپا و برقرار بوده و از اهمیتی شایان برخوردار است پیش از هرچیز لازم است از آن بزرگ ایزدی که جشن به نام اوست آگاهی لازم به دست آوریم.

مهر / میترا:
در اوستا مهر بزرگترین ایزدان است و در مقدمه مهریشت آمده که اهورامزدا وی را در بزرگی و شکوه و توانمندی همقدر و همسنگ خود آفرید. نام این ایزد در سانسکریت Mitra و در اوستا Mithra و در پهلوی Mitr آمده است. به گفته یوستی به معنی و مفهوم رابطه و پیوندی است میان روشنایی محدث و نور و فروغ ازلی. به گونه ای که در مبحث بعدی خواهد آمد و از مهریشت مستفاد می گردد مهر ــ خورشید نیست چنانکه بسیاری پنداشته اند در اوستا ایزد خورشید ایزد جداگانه با نام و ویژگی است. یشتی مخصوص دارد و شناخته ُ در حالی که مهر ُ فروغ و پرتو و انوار خورشید است و این اشاره در بند سیزدهم مهریشت تصریح شده است و خورشید در اوستا Hvare _ Khshaeta می باشد. بنا بر رای دارمستتر مهر به معنی دوستی و محبت است به معنی پیشرو دوستی و داور بزرگ می باشد. برابر بر اوستا که هر یک از ایزدان با تنی چند از ایزدان دیگر همکار و همراه می باشند که نام هایشان در مهریشت به تکرار آمده. همچنین ایزد مهر با صفات و عناوین و القابی فراوان یاد شده که این نیز درباره ایزدان بزرگ و صاحب مقام اوستایی آمده است. اغلب این صفات و القاب بر می آید که بیشتر ایزد مهر به عنوان یک داور و مجری عدالت و موکل بر پیمان و عهود مردم که با دقت و وسعت عملی نظارت در دایره عمل خود می نماید شناخته می شود. کهن ترین سند مکتوبی که نام این خدای کهن هندو ایرانی در آن ثبت و به ما رسیده است در الواح گلینی است متعلق به ۱۴۰۰ سال پیش از میلاد به سال ۱۹۰۷ میلادی در کاپاتوکا از شهرهای آسیای صغیر در محلی به نام بغازکوی ــ الواح گلین پیدا شد. در یکی از این لوح ها پیمانی است میان هیتی ها و میتانی ها (از اقوام و قبایل آریایی) از میترا و وارونا Varuna دو خدای بزرگ هند و ایرانی استعانت شده است. البته در کنار نام این خدا نام خدایانی دیگر نیز هست.
در وداها کهن ترین آثار هندوان نیز نام این پروردگار بزرگ ایرانی بسیار آمده است. در وداها بیشتر به معنی رفیق و همدم و یاری کننده است. کمتر و به ندرت در هیات خورشید یا انوار آن چون اوستا ظاهر می شود. در اوستا بخش یشت ها دهمین یشت ویژه این ایزد است. مهریشت با چند یشت دیگر از جمله کهن ترین بخش های اوستا و سرودی است که پیش از زرتشت و عصر او نیز برای این ایزد بزرگ به وسیله پرستگانش ترنم می شد. مهریشت از جمله یکی از بلندترین یشت هاست با ۱۴۶ بند و ۳۶ کرده یا فصل. از نظر گاه موضوعی به ترتیب بندها نمی شود آن را مدون ساخت بلکه بایستی به گونه ای پراکنده در سراسر یشت ــ موضوعات ویژه و یک رده را دسته بندی کرد.
مهر یشت:

اهورامزدا به زرتشت می گوید: که مهر آفریده من است و من او را مقام و سزاوار بودن عبادت هم سنگ خود قرار دادم.آنگاه بند دوم شروع می شود تا بند ۴۸ از بازمانده های قدیم این یشت:
ایزد مهر همواره کسانی را که پیمان دار باشند یاری می کند و فروشیان به وی فرزندان دلیر و پارسا می دهند(۳) میترا را ستایش می کنیم که دارنده دشت فراخ است نگهبان ممالک آریایی (ایرانی) است و در این ممالک آرامش و تنعم به وجود می آید و کارهای دشوار را چاره سازی می کند و سعادت و پیروز را برای مردمان به ارمغان می آورد. مهر تنها ایزد روشنایی و پیمان نیست بلکه ایزد جنگ و پیروز نیز هست چون در آوردگاه دو صف پیکارگر روبروی هم بایستد و مهر به آن دسته یاری می کند که از روی خلوص و زودتر به فراخوانی و توجه او اقدام کنند آنگاه است که او به همراهی ایزد وات یزد باد و ایزد داموئیش اوپمنه برای یاری به سوی جنگاوران روی می آورد.(۹ ــ ۸)
مهر برخلاف آنچه که می پنداریم در هیات ایزد خورشید نمایان نمی شود بلکه وی روشنایی و انوار زرین خورشید است پیش از آنکه خورشید از پس کوه هرا سر برکشد وی با جامه زرین و زینت هایش از آن بلندی کوه به نگرش همه کشورهای آریایی می پردازد (۱۴ـ۱۳)
در بند ۱۵ از هفت کشور یاد می شود که مهر با همه دیدگانش نگران آن جاهاست که سراسر پوشیده است. این ایزد نیرومند بزرگی و شکوه می بخشاید شهریاری و سلطنت و پیروزی می بخشاید در همه کشورها به آن کسانی که از روی خلوص و مطابق با رسوم دینی و تشریفات آن وی را می ستایند.(۱۶)
مهر نموداری است از خلق و خوی ایرانی مزدایی را نشان می دهد وی دشمن بی امان دروغگویان است هیچس نمی تواند به او دروغ بگوید و از هیچ خلافی بیشتر از دروغ گویی آزرده نمی شود دروغگویان را به سختی کیفر می دهد همان سان که جنگاوران با ایمان را یاری می دهد (۲۱ ــ۱۷)
مهر قابل ستایش است که سخن ها را به راستی هدایت می کند او را می ستاییم که بخشنده سود و ثروت است و پیکرش تجسم کلام مقدس می باشد. دلیر و جنگاور است ناراستان را بر می اندازد و زبانه خشمش گناهکاران پیمان شکن را از بن تباه می کند و در عوض با کسانی که پاس و حرمتش را نگاه می دارند در کشور نظام قدرت و پیروزی پدید می آورد اما باز هم نیروی انتقامش دشمنان را تعقیب می کند و هرچه هم که نیرومند باشند پیروزی هیچ گاه به سراغشان نخواهد آمد (۲۷ ــ۲۵)
مهر ایزدی است که حشمت و شکوه می بخشد نعمت و ثروت ارزانی می دارد خانه و خانواده را سرشار از سرور و شادی می کند و در عوض دشمنان و کافران را ویران می کند و به مومنان پاداش می بخشند از توجه اوست که نظام خانواده و روستا برقرار است.
نفوذ و انتشار آیین مهر در مغرب زمین:
با توجه به سرود ویژه مهر=مهریشت که از جنگ و جنگاوری و ایزد یاور کسانی که در راه اشاعه راستی و درستی می جنگد این ایزد در میان سپاهیان و جنگاوران بسیار مورد تعظیم و بزرگداشت و توجه بود. در دوران هخامنشی در زمان اردشیر دوم و سوم (۴۰۵ـ۳۵۹ پیش از میلاد ـ و ۳۵۹ ــ۳۳۸) دگرباره گرایشی تام به مهر پیدا شد. آیین مهر به وسیله جنگاوران ایرانی در متصرفات وسیع هخامنشیان نیز میان مردم به شکل آیینی سری با شعایر و تشریفات رمزی تغییر شکل داد و در سراسر آسیای صغیر و روم انتشار پیدا کرد. آنگاه توسط سپاهیان رومی در بیشتر قلمرو و متصرفات آن دولت و امپراتوری بزرگ گسترش یافت و بسا از اقوام و ملل مهر را با خدایان خود به ویژه خدای آفتاب یکی کردند.در سده اول پیش از میلاد آیین مهرپرستیتوسط رومی ها در سراسر قاره اروپا بخش غربی و شمال آفریقا و آسیای صغیر ــ کناره های دریای سیاه را پوشانید و منتشر شد. بحث در چگونگی و علل انتشار و پیشرفت فوق العاده آن بسیار گسترده است. پنج سده تمام این آیین بخش مهمی از آسیا و اروپا و شمال آفریقا را به زیر نفوذ خود کشانید. در سده چهارم میلادی بود که در روم امپراتور کنستانتین دین مسیح را پذیرفت. از این تاریخ کوششی فوق العاده به عمل آمد تا دین مسیح را جایگزین آیین مهر کنند. اما چون نتوانستند بیش از هشتاد درصد از اصول و شعایر و آداب مهری را مهر مسیحیت زدند. روز ۲۶ دسامبر که تولد مسیح است در واقع روز تولد مهر و خورشید تابان می باشد. چنانکه اثر این تقارن در آلمانی به شکل sonntang و در انگلیسی به صورت sunday روز خورشید باقی مانده است.کومن معتقد است که جشن مهرگان در روم روز ولادت میترا (خورشید شکست ناپذیر sol _ invictus ) بوده است که آن را sol __ natalis invictus می خواندند و این همان روزی بود که بعدها به نام روز تولد عیسی مسیح (۲۵ دسامبر) پس از چند قرن گذشت از طرف کلیسا معرفی و رسمی گشت.
گزارشی از مراسم جشن مهرگان میان زرتشتیان کرمان و یزد:

دکتر مری بویس که مطالعات فراوان و گسترده ای درباره زرتشت و آیین زرتشتی و زرتشتیان امروز در ایران و هند دارد در کتاب مطالعات میترایی درباره مراسم مهرگان میان زرتشتیان یزد و کرمان مطالبی دارد:
در این روز زرتشتیان لباس نو می پوشند و شادی می کنند و سفره ای می چینند و به ویژه درون مرغی با با مواد غذایی پر می منند و آن را می پزند و بر سر خوان می گذارند.
کتاب اوستا ُ آیینه ُ سرمه دان و شربت و گلاب و شیرینی و سبزی و میوه به ویژه انار و سیب و گل های رنگارنگ بر روی سفره می چینند و کناره های سفره را با آویشن خشک می آرایند. در ظرفی از آب گیاه خوشبوی آویشن با چند سکه نقره و چند عدد سنجد و بادام و پسته ریخته با شمع و لاله روشن بر سر خوان می گذارند و اسفند و کندر بر آتش می سوزانند. به هنگام ظهر اهل خانه از خرد و بزرگ به شادی در سر خوان در برابر آیینه می ایستند و دعا می خوانند و سپس شربت می خوردند و برای میمنت سرمه به چشم می کشند و آویشن را با نقل و سنجد بر سر هم می ریزند و به یک دیگر شادباش می گویند. در این روز برای تازه دامادها و نامزدها پارچه وشیرینی و غیره می برند و به تنگ دستان یاری می کنند. اگر نوزادی در این روز متولد می شود نامی بر او می گذارند که کلمه کهر در آن باشد مانند: مهرداد مهرناز مهربانو مهروش مهردخت مهران مهربان و....

در برخی از روستاهای زرتشتی نشین یزد آیین قربانی کردن گوسپند برای ایزد مهر هنوز پایدار است و در روز مهرگان گوسفندی را که به هنگام زایش نذر مهر ایزد شده است و آن را به خوبی پرورش داده اند با مراسم بسیار جالب و ویژه ای همراه با نیایش و رقص و شادی قربانی می کنند. این قربانی در روز جشن مهرگان و سه روز پس از آن انجام می گیرد و گوسفند بایستی در هاونگاه (از بمدادان تا نیمروز) در زیر پرتو خورشید قربانی شود. گوسفند قربانی شده را در تنورخانه بریان می کنند و سینه گوسفند بریان را بر روی سه سنگ که نماد گفتار نیک و کردار نیک و اندیشه نیک است می گذارند و مراسم ویژه ذرون مهر ایزد انجام می گیرد. سپس گوسفند بریان با پوست آن و مقداری از دنبه خام گوسفند به درمهر (=آتشکده) برده می شود. دنبه نثاری است برای فروزان کردن آتش. در این هنگام همگان: خورشید نیایش و مهر نیایش می خوانند و پنج روز پس از مهرگان همه جا جشن و شادی است و جمله: جشن مهر ایزد مبارک بر سر زبان ها است.
زمان مهرگان:
به موجب تقویم اوستایی هنگامی سال به دو فصل تقسیم می شد. تابستان بزرگ هم hama و زمستان بزرگ زین zayana در جاهای دیگر از این مبحث گفت و گو شده و این تکرار کوتاه از برای آن است که مهرگان در آغاز زمستان بزرگ قرار داشت. به موجب کتاب پهلوی بندهش bondehesh تابستان هفت ماه و ۲۱۰ روز و زمستان پنج ماه و پنج روز گاهان یا اندرگاه و ۱۵۵ روز بوده است. در روزگار ساسانیان یا پیش از آن از این دو فصل نامساوی چهار فصل مساوی پدید آوردند که تا به روزگار ما دوام آورده است. این چهار فصل به ترتیب عبارتند از: وهار vahar هامین hamin پاتیز patiz زمستان zamistan که امروزه: بهار تابستان پاییز و زمستان می نامیم. نوروز آغاز بهار و مهر آغاز پاییز است. در این دو هنگام ایرانیان دو جشن بزرگ ملی خود را برگزار می کردند با مراسم و آدابی مشترک. هر دو جشن از عظمت و اعتبار برخوردار بود و نمی توانستند یکی را بر دیگری برتری دهند چنانکه از سلمان فارسی نقل است که خداوند یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان برای زینت بندگان پدید آورد. و فضل این دو بر ایام مانند فضل یاقوت و زبرجد است به جواهر دیگر. پس ملاحظه می شود که فضل و برتری ویژه ای برای این دو جشن قایل بودند. بی گمان جشن اصلی مهرگان در هنگام طبیعی اش در مقارنه با نوروز بایستی آغاز پاییز و اول مهر باشد. اما چون شانزدهم این ماه نیز روز مهر است به همین جهت به موجب اقتران دو نام ماه و روز مطابق معمول جشن اصلی را در این روز می گرفته اند. اما دو ماه فروردین و مهر به مناسبت دو جشن بزرگ نوروز و مهرگان به شش بهره پنج روزه تقسیم می شد و هر پنجه ویژه طبقه خاصی بود. پس جشن مهرگان به اعتباری آغاز مهر بود.
*برگرفته از کتاب گاه شماری و جشن های ایران باستان تالیف استاد هاشم رضی
از همه دوستانی که در این مدت دیدگاه های خود را برای من بازگو کرده اند سپاسگذاری می کنم و تلاش می کنم حتما به تارنماهای این عزیزان نیز سر بزنم همچنین چند دوست پرسش هایی کردند که در مطلب بعدی به آن پاسخ می دهم.

منتظر دیدگاه های شما هستم.

خب دوستان امروز تولد من هستش در همچین روزی من در بیمارستان آپادانا تهران به دنیا آمدم و من خواستم همینطور که یک یادگاری تو این وبلاگ میزارم یک جستار هم در همین رابطه بزارم. همین جا می خواستم از همه دوستان و فامیل که طی دیروز و پریروز مارو شرمنده کردن تشکر ویژه بکنم مخصوصا دختر دایی و زن داییم که خیلی مارو شرمنده کردند و یک دونه crazy frog قد هیکل خودم باسم خریدند.
جشن تولد
از روزگاران بسیار کهن ایرانیان را مرسوم بود که جشن تولد برگزار می کردند. رئیس خانواده کدبانو پسران و دختران خانواده امیران و امیرزادگان و ...را در همه طبقات این جشن مرسوم بود. چنین رسمی نمایانگر نگاهداشت دقیق زادروز هرکس و سن افراد بوده است. هرودت به روشنی از این جشن میان ایرانیان یاد کرده است:
پارس ها عادت دارند که روز تولد خود را جشن بگیرند. در آن روز مجالس میهمانی برگزار می کنند و جشن و شادی می نمایند و این را رسمی شایع می دانند که جامه های نو پوشند و خوراک های خوب و متنوع تهیه کنند به طوری که باید با روزهای دیگر تفاوت داشته باشد. اعیان و ثروتمندان گاو یا شتری را کشته و پس از پاک کردن درسته آن را در تنور با تشریفاتی می پزند و کباب می کنند. اشخاص بی چیز و فقیر به کشتن حیوانات کوچک تری قناعت می کنند. اما این جشن یاد بودی همگانی دارد.(تاریخ هرودت کتاب نخست بند ۱۳۳ )
در برهان قاطع نیز اشاره به جشن و تولد و مرسوم بودن آن آمده است (ص ۱۳۱۶ ج۳ ):
در ماه شهریور روز چهارم مغان جشن کنند و عید سازند بنابر قاعده کلی که نزد ایشان معتبر است چون نام روز با نام ماه موافق آید عید باید کرد و دیگر به سبب آن که روز تولد داراب واقع شده بود جشن برگزار می کردند.
یک رشته از جشن های ایرانی جشن آتش بوده است که میان اقوام هندو و ایرانی و هند و اروپایی سوابق و نظایر بسیار داشته و دارد. از جمله جشن های مهم آتش در ایران جشن سده و جشن سوری(چهرشنبه سوری) و آذرگان و شهریورگان می باشد. دو جشن نخست بیشتر جنبه ملی داشته و مربوط می شود به اعتقادات عامه با آمیزه هایی از سنن دینی ــ اما دو جشن اخیر بیشتر جنبه دینی داشته و امروزه دیگر معمول نیست و به فراموشی سپرده شده است.یک رشته از جشن های ایران به سبب تقارن و برخورد نام روز و ماه برگزار می شد.روز چهارم هر ماه شهریور نام دارد. و در روز چهارم از ماه شهریور که برخورد نام ماه و روز وجود دارد جشن گرفته می شود و شهریورگان می باشد. شهریور میان امشاسپندان یا ملایک و ایزدان شش گانه دین زرتشتی از لحاظ مرتبت و مقام دومین است. نخست بهمن و دوم شهریور. این واژه در اوستا به گونه خشتروئیریه (Khshathra _ vairya ) آمده که جزء اول به معنی کشور و پادشاهی و جزء دوم به معنی آرزو شده می باشد به مفهوم پادشاهی یا کشور آرزو شده و مجازا به مفهوم عام از آن بهشت نیز اراده شده است. هر یک از امشاسپندان دارای دو وجه مادی یا زمینی و معنوی می باشند. شهریور در مفهوم معنوی خود اشاره است به قدرت و شهریاری مطلقه اهورامزدا ـــ اما در صورت مادی یا زمینی خود نگهبان و سرپرست فلزات است در جهان و جنگ ابزارها و سلاح ها.
روشن نیست چرا شهریورگان از شمار جشن های آتش به شمار رفته. چه بسا که جشن محلی بوده مربوط به ایالتی از ایران که در گاه شماری آغاز ماه شهریور مصادف با آغاز زمستان می شده.ابوریحان بیرونی می گوید:((خورشید موبد گفته که از آذر جشن روز اول این ماه بود....و این عید از روزهایی است که مردم تخارستان آن را معمول می داشتند و این آتش را برای تغییری که در هوا پیدا شده که اول زمستان است می افروختند ولی در زمان اهل خراسان این عید را در آغاز پایز می گیرند و این روز روز مهر است که اول گهنبار پنجم است و آخر آن روز بهرام می باشد و در این روز خداوند جانوران را آفرید و نام آن را مدیا میریم (=مئیذ یائیریه Maidh - yairya ــــ مید یارم ــ در دی ماه ــ شانزدهم تا بیستم) است.) آثار الباقیه ص ۲۸۹ـ۲۹۰
چه بسا که شهریورگان که آذر جشن نامیده می شد همان جشن آذرگان یا جشن ویژه آتش می باشد که در روز نهم از ماه آذر برگزار می شد. آن چه که ابوریحان درباره این جشن آورده آن است که معنی واژه شهریور دوستی و آرزوست و شهریور ایزدی می باشد موکل بر گوهرهای (فلزات) هفتگانه که طلا و نقره و دیگر فلزات است:((زادویه گفته است که این روز را آذر جشن می گویند و این روز برای آتش هایی که در خانه مردم است عید می باشد و این عید در قدیم آغاز زمستان بوده و در این عید آتش های بزرگ در خانه ها می افروختند و عبادت خداوند و ستایش او را زیاد می نمودند و برای صرف غذا و دیگر شادمانی ها به گرد هم جمع می آمدند و این آتش را برای رفع سرما و خشکی که در زمستان حادث می شود می افروختند و می گفتند انتشار حرارت چیزهایی را که برای نباتات زیان آور باشد دفع می کند.))
اما گردیزی (زین الاخبار ص ۲۴۳) گونه ای نوشته که آذر جشن و شهریورگان در همان آخر تابستان بوده نه آغاز زمستان:((این روز شهریورگان را آذر جشن گویند زیرا که او اندر آخر ایام تابستان است و او اول تغییر هوا بود و میل کردن آن به سردی و رغبت مردمان به آتش افروختن پیش خویش)).هرگاه سال خورشیدی درست و به هنگام خود باشد به هیچ وجه آخر تابستان و یا چهارم شهریور از لحاظ تغییر و دیگرگونی هوا ـــ موقعیتی نیست که میل به آتش افروختن در مردو بیدار شود بلکه این میل در اواخر پاییز یا همان جشن آذرگان باشد که به مناسبت عدم محاسبه کبیسه جا به جا شده باشد نمی توان به قاطعیت سخن گفت هر چند که کلام و اشاره ابوریحان بیرونی در تایید این نظر است.
چنانچه گذشت روز اول شهریور را ابوریحان به نقل از زادویه آذر جشن خوانده و روز چهارم را شهریورگان. در کتاب الازمنه و الامکنه تالیف امام ابو علی مرزوقی اصفهانی درگذشته به سال ۴۷۸ هجری به جای شهریور شهریر ــ آمده و فردوسی نیز همین گونه نقل کرده:
ز شهریور بادی تو پیروزگر به نام بزرگی و فر و هنر
خلف تبریزی ذیل واژه شهریور اشاره کرده که:((....در این روز مغان جشن کننده و عید سازنند بنابر قاعده کلی که نزد ایشان معتبر است که چون نام روز با نام ماه موافق آید عید باید کرد و به سبب آنکه در این روز تولد داراب واقع شده بود جشن سازنده و عید کنند(برهان قاطع جلد سوم ــص ۱۳۱۶ ) )) و همانگونه که هرودت در تواریخ یاد کرده نزد ایرانیان برگزاری جشن تولد با آداب سور و سرور و تشریفات مرسوم بوده است.
و این اشاره فقط در کتاب مذکور آمده که انگیزه جشن تولد داراب بوده است. به هر حال در این روز زرتشتیان به معبد یا آتشکده رفته و مراسم ستایش و نیایش ویژه ای بر پا می کردند و در خانه و آتشکده چوب های خوشبو و اسپند و کندر می نهادند. هرگاه آذرجشن با آذرگان یعنی روز نهم آذر یکی باشد مراسم ویژه افروختن آتش های خانگی در آغاز زمستان یا اواخر پاییز از مراسم ویژه آن جشن بوده است. اما آنچه از متون بر می آید باید به دو آذر جشن قایل شویم که اولی یعنی آذر جشن مذکور فوق آذرجشن نخستین بود. این جشن آتش های خانگی محسوب می شد. مردم در خانه ها آتش می افروختند و ستایش خداوندی و شکر نعمت های او می گزارند. در خانه ها اغلب میهمانی برپا کرده و خوراک های متنوع و ویژه تدارک می بینند و به مناسبت تغییر هوا شبهنگام در بام ها نیز آتش می افروزند = آتش بوم - آتش به بوم می کنند اما متاسفانه بقایای این جشن نیز میان زرتشتیان فراموش شده و فقط برخی از خانواده های قدیم کرمان به ویژه به گونه محدودی این جشن را برگزار می نمایند.
در سطور گذشته اشاره شد که به موجب عدم محاسبه کبیسه ها امکان این که دو آذرجشن یکی باشد بعید به نظر نمی رسد. آذرجشن باید در آغاز زمستان یا اواخر پاییز برگزار شود. هرگاه تقویم درست باشد و کبیسه اجرا گردد آذرجشن در جای خود یعنی نهم ماه آذز یا اول دی ماه برگزار می گردد. اما اینکه ابوریحان آورده به نقل از گفته زادویه که از آذرجشن اول شهریور می بوده و یا چهارم آن هنگامی استکه به موجب عدم اجرای کبیسه نوروز و اعتدال ربیعی یعنی آغاز بهار و قرار گرفتن خورشید در برج حمل ــ در سال سیار بود و آغاز بهار یا بهار جشن = وهار جشن مصادف با اول آذرماه می شد. به همینجهت با توجه به آنکه آذر اول بهار محسوب می شد متوجه می شویم که اول شهریور آغاز زمستان بوده که آذرجشن را بر پا می کرده اند.
*برگرفته شده از کتاب ((گاه شماری و جشن های ایران باستان)) تالیف آقای هاشم رضی
امرداد نام ششمین و به عبارتی هفتمین و آخرین امشاسپندان است. در اوستا به گونه امرتات به معنی نمردنی و بی مرگی و جاودانی می باشد. الف مفتوحه در آغاز حرف نفی است و جزء دوم به معنی مردنی و نابود شدنی از مصدر مر Mar اوستایی به معنی مردن است.
این نام در اوستا به ویژه سرودها صفتی است برای اهورامزدا یعنی مظهر زوال ناپذیری و پایندگی خداوند است.اما در جهان خاکی نگهبانی و سرپرستی گیاه و رستنی ها با وی می باشد. روز هفتم هر ماه امرداد نام دارد و مطابق معمول روز هفتم از ماه امرداد جشن امردادگان برگزار می شد که در دوران باستان و عصر ساسانی و پس از آن مراسم و آدابی در دشت و فضای باز انجام می شد.
ابوریحان بیرونی می گوید:((...و معنای مرداد آن است که مرگ و نیستی نداشته باشد و مرداد فرشته ای است که به حفظ گیتی و اقامه غذاها و دواهایی که اصل آن نبات است و مزیل جوع و ضرر و امراض هستند موکل است))
در برهان قاطع آمده است که این روز همان جشن نیلوفر است که البته اشتباه می باشد چون جشن یاد شده در ششم تیرماه برگزار می شد. در این روز نیکان ما به باغ ها و مزارع خرم می رفتند و پس از نیایش به درگاه خداوند یکتا جشن را با شادی و سرور در هوای صاف و دامن طبیعت برگذازر می کردند.
در همین رابطه کوروش نیکنام نماینده زرتشتیان در مجلس از مجلس خواسته است که کلمه امرداد جایگزین کلمه مرداد که معنی مرگ و نیستی دارد بشود در همین رابطه در ماه خرداد توران شهریاری از نیکنام خواست که رسما این پروژه را به مجلس عرضه کند امیدواریم زودتر کلمه امرداد به کلمه مرداد جایگزین شود در همین رابطه اینجا را کلید کنید
همچنین ترجمه نام های باستانی ماه ها و چند اسم دیگر را نیز برای شما آوردم گفتم بد نباشه:
1ـ اورمزد:ساده شده اهورمزدا
2ـ بهمن:اندیشه نیک
3ـ اردیبهشت: بهترین راستی و پاکی
4ـ شهریور: شهریاری نیرومند
5ـ سپندارمد: فروتنی و مهر پاک
6ـ خورداد: تندرستی
7ـ امرداد: بی مرگی و جاودانگی
8ـ دی بآذر: آفریدگار
9ـ آذر: آتش،فروغ
10ـ آبان: آبها،هنگام آب
11ـ خیر«خور»: آفتاب
12ـ ماه: ماه
13ـ تیر: نام ستاره باران
14ـ گوش«گئوش»: جهان،زندگی هستی
15ـ دی بمهر: آفریدگار
16ـ مهر: دوستی،پیمان
17ـ سروش: فرمانبرداری
18ـ رشن: دادگری
19ـ فروردین: فروهر،نیروی پیشرفت
20ـ ورهرام: پیروزی
21ـ رام: رامش،شادمانی
22ـ باد: باد
23ـ دی بدین: آفریدگار
24ـ دین: بینش درونی
25ـ ارد«اشی»: خوشبختی،داریی
26ـ اشتاد: راستی
27ـ آسمان:آسمان
28ـ زامیاد: زمین
29ـ مانتره سپند: گفتار پاک
30ـ انارام: فروغ و روشنایهای بی پایان
حماسه آرش یكی از بزرگترین و غرورآمیزترین حماسه های ملی ایران و نشانه ای از بزرگی روان و سرشت ایرانی است.
ازجهت نجومی ، این جشن برابر است با بزرگترین روز سال خورشیدی و گرمای تابستان كه همان تیر روز از ماه تیر است. برابر با سالنمای كهن ایران و سالنمای زرتشتیان این روز ، سیزدهم تیرماه است اما در سالنمای كنونی ایران به علت ماههای سی و یك روزه ، جشن ، سه روز به جلو می افتد و در روز دهم تیرماه برگزار می شود ، كه با نیایش ، آب پاشیدن كودكان بر روی هم و هدیه دادن نامزدها به یكدیگر و گاه با گرفتن فال حافظ و خوردن میوه و آجیل و خواندن سرود و پایكوبی به پایان می رسد.

این جشن میان زرتشتیان دوره ای ده روزه داشت و از تیر روز از تیرماه ، روز سیزدهم شروع و به باد ایزد یعنی روز بیست و دوم پایان می گرفت. زرتشتیان تیرگان را “ تیر و جشن Tiru-Jashn ” می نامند و برایش اهمیت فراوانی قایل اند. لباس و پوشاك نو می پوشند و نقل و شیرینی و میوه و خوراك های سنتی و ویژه می پزند. پیش از این روز خانه را خوب پاكیزه نموده و بامدادان شست و شو می كنند و خواندن دو نیایش “ خورشید نیایش ” و “ مهرنیایش” از اوستا را بسیار نیكو می دانند.
شاید “ تیر و جشن” یكی از شادترین جشن های كهن ایرانی بوده باشد. در این جشن بیش از همه بچه ها بهره می بردند با تارهای نخی و رنگینی كه به مچ دست می بستند در كوچه ها و خانه ها و بامها می دویدند ، ترانه می خواندند و كنار نهرها و جویها و تالاب ها به هم آب می پاشیدند و یا به آب می پریدند .
از مهم ترین چیزهایی كه در این جشن تدارك می دیدند، بندی بود از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ كه با رشته ای از سیم زرین و نازك می بافتند. این بند را “ تیر و باد Tiru-Bad ” می نامیدند. در این روز كله قند را در كاغذهای سبز رنگ بسته بندی كرده و دور آن “ تیروباد” می بستند و به خانه تازه عروسان و نودامادان پیش كش می فرستادند. از روزهای پیش از جشن “ تیروباد ” در همه خانه ها مهیا می شد. بامداد روز جشن از كوچك و بزرگ - به ویژه كودكان - این بند را به مچ دست یا به دكمه لباس و جایی از پوشاك می بستند. این بند را با خوشی و شادمانی تا روز پایان جشن یعنی باد روز با خود داشتند. آنگاه در روز مذكور به دشت یا بام خانه رفته ، بند را باز كرده و با فریاد و بانگ شادمانی به باد می سپردند. این كردار اشاره ای به عمل آرش كمانگیر دارد كه تیر را رها كرد و مرز ایران زمین معین شد. جنگ و ستیزی طولانی پایان یافت و به فرمان خداوند، باد یا ایزد باد، تیر را در آن مسافت دور برد. به همین جهت بر آن تمثیل این رسم انجام می شد كه باد آن بند را به یاد حادثه مذكور به دورها می برد. به همین جهت است كه مبدا جشن را تیر روز و پایان آن را باد روز قرار داده اند، بر این اندیشه كه تیر در روز باد، پس از ده روز از حركت ایستاد.
دیگر از آداب این جشن میان زرتشتیان، فال كوزه می باشد. مقدمه فال كوزه در روز دوازدهم برگزار میشود، به این طریق كه در مجلسی كه از پیش كسانی در آن دعوت شده اند ، دختر نابالغی كوزه ای خالی یا پر از آب را دور مجلس می گرداند و هركس به نیتی كه دارد چیزی در آن می اندازد و سپس كوزه را در جایی می نهند كه زیر درخت باشد و پارچه سبزی روی كوزه می كشند و آیینه ای روی آن می گذارند. آنگاه عصر روز تیر و جشن ، همان دختر مراسم تطهیر انجام داده و كشتی نو می كند و كوزه را برداشته و بین حضار می چرخاند یعنی ساكت و خاموش می ماند و سرگذر در محله می نشیند. مهمانان روز پیش، كه هریك با نیت چیزی در كوزه افكنده بودند می آیند. هر نیتی می خواند و دختر دست در كوزه كرده ، چیزی بیرون می آورد.
صاحب آن شی ، نیت خود را با شعری كه خوانده شده سنجیده و بدان فال گرفته و آنرا شگون می داند.
عنوان مقالات بعدی من اینه:
- بابک خرمدین
- برره یا همان ایران؟
- نگاهی به کاریکاتور جنجال انگیز ایران و مسائلی که هیچکس به آن نپرداخت از جمله صحبت های اخیر چهرگانی
- زندگی ستارخان و باقرخان و انقلاب مشروطیت
- کامل کردن پست زرتشتیان ایران در گذر تاریخ و دیوان خیام و حکمت خسروانی
- پادشاهان به نام ایران از زمان کوروش کبیر تا عباس میرزا
- تاریخ ورود زبان و نژاد ترک به آذربایجان از نگاه محققان معروف ایران
- جشن گاهنبار
- متن کامل داستان ماهی سیاه کوچولو از صمد بهرنگی
- خلیج فارس
- بریم دوبی هله هله یا بمانیم در ایران و شرفمان را دریابیم؟

*برگرفته از تارنما امرداد
خرداد پنجمین امشاسبند است از شش ایزد بزرگ.در اوستا به موجب توافق دو نام جشن کرده و آن را خردادگان می نامیدند.خرداد در اوستا هئوروتات haurvatat که مرکب است از هئورو haurva به معنی رسایی و کمال و شادمانی و خرمی و جز دوم تات Tata پسوند است که دلالت به اسم مجرد مونث می نماید. پس این نام صفت است از صفات اهورامزدا که نشانه کمال و رسایی اوست.اما در عالم مادی و زمین نگاهبانی آب با خرداد است و به همین جهت در روز ششم فروردین یا خرداد روز از ماه فروردین از جمله آداب و مراسمی که در این روز به قول بیرونی میان ایرانیان انجام می شد غسل و شست و شوی ویژه ای بوده است و بی گمان این نیست جز موکل بودن این امشاسبند بر آب چنانکه امرداد ششمین امشاسبند موکل بر گیاه و نباتات است.
در روز چهارم از ماه خرداد به مناسبت برخورد نام ماه و روز مطابق معمول جشنی برگزار می شده موسوم به خردادگان که کوشیار آنرا عیدالبقر ضبط کرده است در این روز مردم به چشمه ها رودها و جویبارها می رفتند و به پایکوبی و شادی می پرداختند و خورداد یشت می خواندندبا نگريستن به همان ويژه گی های برجسته است که نيکان ما اين روز را جشن می گرفتند و شادمانی می کردند و افزون بر جشن وشادی ويژگيهای فرشته خورداد را که نماينده تن و روان است به ياد می آوردند و خود را آماده پيروی از آن می نمودند و آن را بسان راهنمای زندگی خود می ناميدند.
چون در اين ماه آب برای کشت و کشاورزی بيشتر نياز بوده و سودمند است و باران بخشايش اهورامزدا بزمين می بارد و زمين را آبياری می کند از اين روی کشاورزان برای خشنودی از دهش آب و باران بيشتر به اين جشن ارج نهاده و از آن سپاسگزاری می کنند.
از ديگر آداب اين جشن پوشيدن پوشاک نو می باشد و در گونه ای ديگر می توانيم با بستن بندی ابريشمی يا نو به دست خود نشانی از پوشاک نو را در اين جشن به همراه داشته باشيم.خرداد يشت يا يشت چهارم دارای يازده بند است که برگردان پهلوی آن در دست نيست و نسک اوستايی آن نيز درست بدست نرسيده و دريافت پاره ای از وچکها (جمله ها) و واژه های آن ناشدنی است ولی فشرده آن گفته می شود :
اهورامزدا به زرتشت می گويد که امشاسپند خرداد را بيافريدم تا از وی به مردم دهش و روزی بخشيده شود.
انجمن زرتشتيان تهران جشن خردادگان را در ماركار تهران پارس برگزار مي كند.
رستم فولادي مدير روابط عمومي اين انجمن در باره مراسم گفت:« در اين جشن برنامه هايي مانند يسنا خواني و اجراي سرود را داريم اما مهم ترين برنامه اين روز ديدار زرتشتيان با كوروش نيكنام نماينده خود در مجلس شوراي اسلامي است. در اين نشست به مشكلات اين اقليت پرداخته مي شود.
اين برنامه چهارم خرداد ساعت 5 در مجموعه ماكار تهرانپارس برگزار مي شود.
روز ششم هر ماه به نام خرداد، امشاسپند مادينه موکل بر آب، ناميده ميشود و ششم خرداد از ماه خرداد جشني در ستايش از اين امشاسپند برگزار ميشود. اين روز در تقويم رسمي کشور مطابق با چهارم خرداد است.
خرداد يا هئوروتات به معني تماميت، كليت و كمال است و مظهري است از مفهوم نجات براي افراد بشر. از كارهاي عمده خرداد حمايت از آب است و شادابي گياهان از اوست. همچنين خرداد مظهر تندرستي و سلامتي است.
۱ـ جشن نوروز:بطوریکه از نام این جشن بر می آید زمان آغاز آن روز نو از نخستین ماه سال یعنی اول فروردین است و هرمزد نام دارد که نام پاک اهورامزدا است.جشن نوروز را به جمشید از پادشاهان دودمان پیشدادی نسبت داده اند.فروردین ماه متعلق به فروهرهای پاکانست که برای دیدن کسان خود به زمین آمده پس از مدتی توقف به جای خویش بازمیگردند.بهمین جهت ایرانیان چند روز پیش از اغاز جشن و عید به خانه تکانی و پاکیزه کردن اثاثه میپردازند تا فروهران در هنگام فرود آمدن به زمین آنها را پاک و خرم ببینند و با شادی و سرور به مکان خود بازگردند.در شب نوروز که فروهرهای در گذشتگان بزمین فرود میایند برای فرخندگی و میمنت آتش روشن میکردند و به نام هفت امشاسپندان سفره های هفت سین ترتیب میدادند
۲ـ ششم فروردین:ششم فروردین روز تولد و برگزیده شدن اشو زرتشت اسپیتمان پیامبر بزرگ ایرانیان است و از شکوه و اهمیت فراوان برخوردار است و اکنون هم زرتشتیان این روز را با همان عظمت و شکوه سابق جشن می گیرند
۳ـ جشن گاهانبار:از جشن های مهم مزدیسنا است. که البته پس از حمله اعراب مرسوخ شد و امروزه فقط به صورت نیایش است
۴ـ جشن تیرگان:جشن تیرگان یا آبریزان در تیر روز از تیرماه انجام می گرفت.اکنون نیز زرتشتیان این روز را جشن گرفته با آب پاشیدن به یکدیگر شادی سر می دهند.در این روز ایرانیان بر توران پیروز شدند.
۵ـ جشن مهرگان:زمان این جشن روز مهر ایزد از مهرماه است.در آنروز ایرانیان به رهبری کاوه ی آهنگر بر ضحاک ستمگر شوریدند او را دربند کردند و فریدون پسر آبتین را که از خاندان جمشید بود را بر تخت نشاندند
۶ـ جشن سده:به حساب قدیم جشن سده در دهم بهمن ماه که آبان روز نام داشت برگزار می شد.در این روز که ۵۵ روز پیش از جشن نوروز قرار می گرفت هوشنگ شاه آتش را بدست آورده بود و وجه تسمیه ی آن به سده آن است که با روز صدم از چهره دوم سال انطباق داشت.ایرانیان قدیم سال را به دو بخش تقسیم کرده و هر بخش را یک چهره می نامیدند:چهره نخست از اول فروردین تا آخر مهر که هفت ماه بود و آنرا تابستان می گفتند و چهره دوم از اول آبان تا آخر اسفند یعنی مدت ۵ ماه که آنرا زمستان می خواندند.در این روز مردم آتش افروخته برگرد آن دور میزدند و سرود می خواندندو شادی می کردند. نظر به اینکه در گذشته ماه ها عموما سی روز بود جشن سده در دهم بهمن ماه واقع می شد.ولی اکنون که روزهای کبیسه ی آخرسال را حذف کرده و شش روز به شش ماه اول سال افزودند این جشن در چهارم بهمن قرار می گیرد که آنرا مهر روز می نامند

۷ـ جشن ماه ها:ایرانیان باستان هر روزی از ماه را که نامش همانند نام ماه بود جشن می گرفتند مانند فروردین روز یا فروردینگان در فروردین ماه اردیبهشت روز یا اردیبهشتگان و خردادروز یا خردادگان در ماه خرداد
بطوریکه از نام این جشن بر می اید زمان آغاز آن روز نو از نخستین ماه سال یعنی اول فروردین است و هرمزد نام دارد که نام پاک اهورامزدا است.جشن نوروز را به جمشید از پادشاهان دودمان پیشدادی نسبت داده اند.فروردین ماه متعلق به فروهرهای پاکانست که برای دیدن کسان خود به زمین امده پس از مدتی توقف به جای خویش بازمیگردند.بهمین جهت ایرانیان چند روز پیش از آغاز جشن و عید به خانه تکانی و پاکیزه کردن اثاثه میپردازند تا فروهران در هنگام فرود آمدن به زمین انها را پاک و خرم ببینند و با شادی و سرور به مکان خود بازگردند.در شب نوروز که فروهرهای در گذشتگان بزمین فرود میایند برای فرخندگی و میمنت آتش روشن میکردند و به نام هفت امشاسپندان سفره های هفت سین ترتیب میدادند

آغاز نوروز 3744 زرتشتي
برابر با ساعت 21 و 55 دقيقه و 35 ثانيه روز دوشنبه بيستونهم اسفندماه، به زمان رسمي ایران
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

عصر ديروز مراسم زادروز تولد زرتشت، با حضور جمعي از زرتشتيان در مؤسسه فرهنگي «ماركار» بزرگ داشته شد.
به گزارش ايلنا، عصر ديروز مراسم بزرگداشت زادروز تولد و رسالت پيامبري زرتشت در مؤسسه فرهنگي «ماركار» با حضور جمعي از هموطنان زرتشتي برگزار شد.
در ابتداي اين مراسم، بخشهايي از «گاتها» خوانده شد، پس از آن رييس انجمن زرتشتيان با بزرگ خوا ندن اين روز براي زرتشتيان و همه ايرانيان، آرزوي نيكبختي و شادي كرد و در ادامه پيام موبد «كورش نيكنام»، نماينده زرتشتيان در مجلس شوراي اسلامي براي حضار قرائت شد.
در اين پيام از حضرت زرتشت به عنوان منجي ايرانيان و اولين پيامبري كه ايرانيان را به يكتاپرستي دعوت كرده ياد شد و براي زرتشتيان و ايرانيان آرزوي نيكبختي شد.
در ادامه موبد خورشيديان با بزرگ دانستن اين روز، گفت: در اين روز بزرگ، حضرت زرتشت زاده شد و پس از30 سال به پيامبري رسيد. زرتشت پيامبر لبخند بود كه شادي، مهر و نيك بختي را براي قوم ايراني به ارمغان آورد.
وي در ادامه تصريح كرد: زرتشت؛ اولين پيامبر ايراني بود كه هزاران سال پيش، ايرانيان را به يكتاپرستي، عدل و دادپرستي دعوت كرد و براي همه جهانيان، مهرباني، دوستي و عشق را به ارمغان آورد.
موبد خورشيديان در ادامه با اشاره به اينكه زرتشتيان وامدار و نگهبان فرهنگ اصيل ايراني هستند، گفت: بسياري از آيينهاي اصيل ايراني را پس از قرنها توسط زرتشتيان حفظ شده تا ما امروز، بتوانيم اين روز را بزرگ بداريم. ايرانيان در اين قرنها با مشكلات بسياري روبرو بودهاند، اما هرگز يكتاپرستي را رها نكردهاند.
وي ادامه داد: زَرتُشت، زردهُشت يا زراتُشت( در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبيري به معني «دارنده روشنايي زرينرنگ» و به تعبيري ديگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معناي «ستاره زرين» است) نام پيامبر ايراني و بنيانگذار دين زرتشتيگري يا مزداپرستي و سراينده گاهان (كهنترين بخش اوستا) است، برخي از زرتشتيان تنها به خواندن اوستا اكتفا ميكنند، اما گاتاها مهمترين بخش كتاب زرتشتيان است كه كتاب اوستا براي شرح و تفسير اين بخش نوشته شده است كه خواندن آن به فهميدن «گاتاها» كمك خواهد كرد.
وي، در پايان سخنان خود براي ايرانيان، آرزوي نيكبختي، جهاني عاري از ظلم و ستم ياد كرد و يادآور شد: در دين ما، زرتشتيان بايد جهان را بهتر از آن گونه كه تحويل ميگيرند، در هنگام مرگ، به ايران واگذار كنند.
همچنين در ادامه «توران شهرياري»، با اشاره به اهميت دين زرتشت و آموزههاي او و بزرگداشت اين روز، گفت: دين زرتشت تاثير عميقي بر جهان گذاشته و يونسكو 30 مورد از اساسنامه خود را از دين زرتشت كه همان حق برابري زن و مرد، حق آزادي كار و حق آزادي بيان از اين دين گرفته است.

وي در ادامه اساس دين زرتشتي را بر پايه مهر و خرد دانست و گفت: زرتشت قرنها پيش پايه دين خود را بر اساس مهر و خرد گذاشت چيزي كه امروزه از آن به عنوان عقل و عشق ياد ميشود، اما امروز جهان به سمتي ميرود كه تنها عقلمدار است و عشق و مهر در حال فراموشي است.
وي، در ادامه سخنان خود از تقدس عدد «هفت» ياد كرد و اظهار داشت: عدد هفت در ميان تمام اقوام جهان از اهميت و اعتبار خاصي برخوردار است و اين عدد در دين زرتشتي به معناي پير است و پير در عرفان ايراني از اهميت خاصي برخوردار است كه در نهايت «اهورمزدا» خردمند بزرگ است.
وي در پايان سخنان خود شعري را كه براي اين مراسم سروده بود، براي حاضران قرائت كرد.
گفتني است؛ در طول اين مراسم، بخش هايي از گاتها قرائت شد و در كنار آن زرتشتيان با اجراي موسيقي و آواز به شادي پرداختند.
برگرفته از سایت بازتاب(عکسها شخصی و برگرفته از آرشیو نگارنده وبلاگ است)



